مناظر دلخواه

خرید بک لینک
به خودم و دریچههای نو و خُرده چشمههای تازه سلام!که میتوانم به خاطر بیاورم و شانه به شانهی منظرههای بیدوام، مداوم باشم؛ که ریسمانی هست و دستی، که همیشه معنا را هر جا که باشد، میرساند به چاههای خشکِ عمیق؛ میرساند به آخرین خانههای ماسولهی روح و حیات را برقرار میخواهد. به خودم که بهترین فکرهایم را همیشه تصوّرِ یک وجب خاک برای آرمیدن، به اوج میبَرَد، عرض ارادت و اخلاص؛ به جانی که هر بندی از بازتابهای مجهولالعلّه را از گرهبودگی نجات میدهد و خودش را رها میکند.مبارکم باشد این حال و مبارکتان بشود چنانی و آمین. مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 18:31

نمیدانم برای دنیا چه اتّفاقی میافتد، واقعاً بعضیها شبیه ویروساند. در این بازه که کار اجزای جهان گذشته از میرایی، شکلی شدهاند که وابستگی داشتن آسیبپذیرت میکند؛ همیشه چیزی برای به چپاول رفتن داری. خیلی چیزها عجیب و خالی شدهاند و برای معنا نگه داشتن روی خط کوتاهِ بودنت، باید زحمت بکشی، باید دنبالش بگردی و برایش هزینه کنی. شادی مفهومِ غریبهایست شاید این میان ولی ترکیده و تمام نبودن هنر است. من راهِ «نایتینگِل» شدن را برگزیدهام به جای آنکه در این مکّاره بازارِ جنگ و قتلِ معنا، تفنگ دست بگیرم. جدّی گرفته نشدن در این راه، دقیقاً همان چیزیست که برای پایداری نیاز دارم. اینجا همیشه گفتهام «من» امّا با شرمساری. از این به بعد سربلند میگویم از «من»، برای اینکه هستهی جهانم هستم و باید به خو مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: نایتینگلی, نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 3:09

نایتینگِل خَستهست. اگر بمونه، ادامه میده، همونجوری نایتینگِل، نمیذاره آب توی دل کسی تکون بخوره، ولی دلش با موندن نیست. خستهام از دلتنگیت، خستهام از اینکه به خودم و به همه میگم خوب شد که تموم شد. خستهام از بس پیش آجی گریه کردم. از بس پرسید چرا هنوز بعد از این همه وقت این همه داغ داری، خستهم از بس گفتم بدون خداحافظی بود، مثل دوتا آدم که از دوطرف یه پرتگاه آویزون باشن، که از گرفتن دست هم هیچی گیرشون نیاد، خسته شن و ول کنن.خسته م از هر روزی که بیدار میشم و آینه، یه چروک دیگه از ردپای گریههای دیشب نشونم بده، خسته م از اینکه بیخودی امیدوارم، فقط پوستم کلفته، فقط جونسختم متأسفانه انگار. مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 3:09

نوجوان که بودم، پدرم همیشه میگفت: «مسیر وسطی رو انتخاب کن، و به روایت مذهبی خودش ـخیرُالامور أوسطهاـ» را تکرار میکرد. امّا زود یادش میافتاد گوشم را بپیچانَد که «بچّه! میانهروی حواسِ جمع میخوادا! مثل لب پشت بوم راه رفتنه، از این وَر و اونوَرش نیفتی!». بعد عزیزم خودَش از آن وَرِ نصیحت کردن چنان میافتاد که همیشه آدم را در یک سمتی نگه میداشت. خاطرههای خوبی نمیساخت از آن کارها. ولی هیچ گاه مِهرش از دلم نمیرَود و کم نمیشود. من فکر میکنم صبر خدا را برآیندِ نیّتهای بندههایش زیاد کرده، چون خودم هم نمیتوانم آدمهای شناس را، فارغ از نیّتهایشان مورد قضاوت و حُکم قرار بدهم. دوست داشتن، پای بخشش و صبر و انتظار را وسط میکِشَد و زمانِ حُکم صادر کردن را عقب میاندازد. مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 3:09

دلت تهرون، چشات شیراز، لبت ساوه، هوات بندربَمام هرشب، تنم تبریز، سَرَم ساری، چشام قمصردلم دلتنگ تنگستان، رو دوشم درد خوزستانغرورم ایل قشقایی، توو رگهام خون کردستانتوو خونَهم جنگ تحمیلی، تُو خونَهت ملک اجدادیخرابم مثل خرمشهر، ولی تو خرّمآبادیتموم کودکی هامُ، بهم دنیا بدهکارهتو با لالایی خوابت برد، منم با موج خمپارهدیگه خستهم از این شهرُ، از این دنیای وا موندهمیخوام برگردم اونجایی، که انگشتام جا موندهدلم بعد از تو با هرچی که تَرکش داشت جنگیدهدیگه بعد از تو به هرکی که دَرکش کرد خندیدهروو دستم داغ سوسنگرد، تو قلبم عشق خونینشهرخیالم رکس آبادان، اسیرم باز تو این شهرموهات قشلاق دستامه، برام بُنبسته هر کوچهمثِ تالار آیینه، به هر سمتی برم پوچه...سرودهی پدرام پاریزی مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 3:09

امروز وسط این همه مصیبت، شادم بیخودی:)

نمیدونم بعدنا به چه دردم میخوره که بدونم یه همچی روزی شاد بودم به دلیل نامعلومی؛ احتمالاً ثابت میشه که یه تختهم کم بوده؛ هه...!
مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 3:09

گاهگاهی که کسی میگوید «دوستم دارد»، بیشتر میفهمم که «دوستت دارم»؛
معشوقِ جان به پاییز آغشتهی من... برای هر چیزی جز نام تو گریه میکنم؛ تو چشمهای من شدهای، خودِ گریستنم.
مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 3:09

صفحه بندی